ماشینهای بی روح در خیابانها قدم می زدند!

آسمان عبوس است

و دلها ملول

پسرکی را دیدم

شمعدانی خشکی در دست

از پیاده رو عبور می کرد

و

سیگار

با دودی رقصان

بر دستان مرد ژولیده تمام شد